ضرورت الزام حجاب از سوی حکومت اسلامی (نقدی بر واژه حجاب اجباری)

حجاب اجباری

پیشگفتار:

حجاب امری فطری، فراملی و فرامذهبی است؛ در همه تمدن‌های کهن و ادیان الهی پوشش و حجاب زنان، جایگاه خاصی داشته و مورد توافق همه آن­ها است. در دین مبین اسلام نیز دستور حجاب از سوی خدای متعالی در آیه 59 سوره احزاب به زنان مسلمان صادر شده تا پوشش اسلامى را كاملا رعايت كنند و بهانه‏اى براى مزاحمت به دست هرزگان ندهند. يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى‏ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ؛ اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنين بگو روسرى‏هاى بلند خود را بر خويش فرو افكنند تا شناخته نشوند و مورد آزار قرار نگيرند.»(احزاب/59)

پوشش اجتماعی و حجاب اسلامی از آنجا که موضوعی اجتماعی و حقی الهی است و نه فردی، حاکم اسلامی مکلف است تا در راستای حفظ نظام اسلامی، برقراری و حفظ امنیت، منع از اشاعه فحشا و دفع مفاسد اجتماعی، تأمین منافع مادی و سعادت اخروی، برمبنای اصل امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر و قاعده فقهی تعزیر در موارد ضروری، این واجب الهی را در سطح اجتماع پیاده سازد و با افراد بدحجاب یا بی‌حجاب، که مرتکب حرام اجتماعی شده‌اند، برخورد مناسب نماید.

طی روزهای انتهایی شهریور ماه 1399 برنامه­ای در شبکه 4 سیمای جمهوری اسلامی ایران روی آنتن رفت که دربردارنده مطالب بسیار قابل تاملی بود.

برنامه «زاویه» که در برخی موارد به بررسی مسائل مذهبی و علمی می­پردازد در این قسمت خود به بحث «الزام حجاب» پرداخته و با دعوت از دو میهمان درصدد ایجاد بحثی مناظره­گون جهت تنویر افکار عمومی بود، یکی از این میهمانان جناب آقای مهدی نصیری بود، وی که روزنامه‌نگار و نویسنده است در کارنامه خود سردبیری و مدیر مسئولی روزنامه کیهان را دارد. نصیری که سابقه تحصیل در حوزه را دارد چهار کتاب  با عنوان های«اسلام و تجدد»، «فلسفه از منظر قرآن و عترت»، «جایگاه اجتماعی زن از منظر اسلام» و «آوینی و مدرنیته» را تألیف و منتشر کرده است.

نظراتی که در این برنامه توسط آقای نصیری مطرح  شد در بردارنده اشتباهاتی در شناخت معارف اسلامی بود که ما را برآن داشت نوشتار ذیل را جهت بصیرت افزایی عمومی جمع آوری کنیم، به امید آنکه تاثیری پویا در مخاطبین داشته باشد إن شاء الله.

اصل تدریجی بودن احکام

ابلاغ وحیانی

یکی از ویژگی‌های قرآن کریم، تدریجی بودن نزول و ابلاغ آیات است. با توجه به اینکه قرآن کریم کتاب هدایت و تربیت بشریت است و نظر به اینکه تربیت یک امر تدریجی است و اصلاح یک جامعه سرتاپا فاسد در یک روز و به صورت دفعی، امری محال می­نماید،  از این روی قرآن کریم به تدریج براساس رویدادهایی که در مدت بیست وسه سال پیش می‌آمد، در راستای هدایت و تربیت انسان­ها نازل و ابلاغ می‌شد: « وَ قُرْآناً فَرَقْنَاهُ‌ لِتَقْرَأَهُ‌ عَلَى‌ النَّاسِ‌ عَلَى‌ مُکْثٍ‌ وَ نَزَّلْنَاهُ‌ تَنْزِيلاً ؛ و قرآن را [جدا جدا و] بخش بخش قرار دادیم تا آن را با درنگ و تأمل بر مردم بخوانی و آن را به تدریج [برپایه حوادث، پیش آمدها و نیازها] نازل کردیم»(اسراء/ 106)آن چه بر نزول تدریجی قرآن دلالت می‌کند، تعابیری مانند: «فرقناه»، «علی مکث» و «نزلناه تنزیلا» است؛ به گونه­ای که در نزول تدریجی آیات، اختلافی بین دانشمندان علوم قرآنی وجود ندارد.

آمادگی جامعه برای اجراء

هدف از تشریع دین و جعل تکلیف، هدایت بشر به سمت تعالی و ترقی و رهانیدن او از قیود دست و پاگیر دنیا و سیر دادن به سمت انسانیت واقعی است.

از آنجا که انسان در حال تعالی و تکامل و تحول است، از همان ابتدا توان دریافت آخرین تعالیم را نداشته و نسبت به انوار هدایت الهی بسان کودکی است که در مراتب اولیه باید فقط برخی مفاهیم و بعد برخی حروف و اعداد را بیاموزد تا مهیای تعلیم و تربیت گردد سپس باید مدارج علمی را با طول و تفاصیل و لوازمش یکی پس از دیگری با موفقیت طی کند.

در دین اسلام به منظور آمادگی جامعه برای اجرای دستورات دین علاوه بر آن‌که آیات قرآن خود به تدریج بر پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم نازل و به مردم ابلاغ می‌شد، تشریع هر یک از اصول و فروع و بیان واجبات و محرمات و حتی اخلاقیات نیز بصورت تدریجی بوده و اسلام عنصر زمان و مکان را کاملا رعایت کرده است. به همین دلیل ابتدا جامعه هدف را رشد داده از نوباوگی به پختگی رسانده  سپس به باور قلبی رسانیده  و در آخرآنها را بر اجرای عملی تشریعیات ملتزم نمود.

لزوم ایجاد آمادگی در جامعه

در صورتی که جامعه پذیرش اجرای دستورات دینی را نداشته باشد، وظیفه متولیان دین آماده­سازی شرایط به گونه­ای است که اجرای احکام دین در جامعه میسر شود. البته به هیچ عنوان نمی­توان به بهانه عدم آمادگی جامعه اجرای احکام دین را تعطیل نمود؛ چرا که امر الاهی به تکالیف تعلق گرفته و سرپیچی کردن از آن به هیچ عنوان جایز نیست و مجازات سنگینی به دنبال خواهد داشت. « وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآياتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْها إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنْتَقِمُونَ» (سجده/22)؛ چه كسى ستمكارتر است از آن كس كه آيات پروردگارش به او تذكر داده شده و او از آن اعراض كرده، مسلما ما از مجرمان انتقام خواهيم گرفت. بنابراین اصرار برخی از نظریه پردازان بر عدم اجرای برخی احکام الهی با استدلال به عدم آمادگی جامعه مبنای دینی ندارد و این نگرش به ولنگاری وتعطیلی تدریجی احکام دین منجر می شود .

الزامی­ بودن قوانین شرعی

قانون معمولاً به عنوان مجموعه­ای از احکام شناخته می‌شود که از طریق حکومت ایجاد و الزام می‌شود تا رفتارها را تنظیم کند. بنابراین هر قانونی دارای الزاماتی است. اگر قوانین یک کشور لازم الاجرا نباشد نظام آن کشور به هم پاشیده می­شود، کدام کشور را در جهان می­توان یافت که قوانینش را در کشور خود الزامی نداند؟ و قوانین شرعی نیز از این قاعده مستثنی نیست لذا تمام واجبات اسلامی لازم الإجرا و تمام محرمات اسلامی لازم الترک است.

فرق بین الزام و اجبار

امروز شاهدیم عده­ای بحث (حجاب اجباری) را به منظور ضربه زدن به ارزش‌های اسلامی مطرح می­نمایند که جهت روشن نمودن افکار باید گفت:

به کار بردن واژه «اجبار» در مورد حجاب مغالطه­آمیز و غلط است و الزام با اجبار تفاوت دارد؛ زیرا حجاب الزامی است نه اینکه اجباری باشد. هر جا قانونی درست شود مسلماً الزامی در کنار آن وجود دارد؛ به‌عنوان ‌مثال مقررات راهنمایی رانندگی الزامی است نه اجباری، اجبار مفهومی منفی دارد و بدان معنا است که چیزی به‌صورت غیرمنطقی به کسی تحمیل شودکه نه نفعی برای او دارد و نه دارای پشتوانه منطقی می باشد، گویا اجبار کننده برای تامین منفعت شخصی خود کسی را به کاری اجبارمی کند. و اما الزام به معنای وظیفه است؛ حجاب قانونی اسلامی است که در قرآن و روایات به آن اشاره‌شده و مورد اتفاق علمای اسلامی است. وظیفه حکومت اسلامی اجرای احکام دین است تا حرمت پروردگار در سطح جامعه حفظ شود. اگر قرار است حکومت اسلامی احکام دینی را در سطح جامعه اجرا کند و جلوی تجاهر به فسق را بگیرد، فرقی بین قتل، غارت و می­خواری وترویج مواد مخدر وعریان آمدن در جامعه و بی­حجابی نمی‌کند و همه احکام دینی باید در سطح جامعه اجرایی شود.[1]

 تفاوت حکم گناه پنهان با تجاهر به گناه

حریم جامعه مانند حریم خانة انسان است، پاکی جامعه به پاکی انسان و فرزندان کمک می­کند، همان گونه که آلودگی جامعه در آلودگی خانواده سرایت می­کند، بر همین اساس اسلام ضمن آن که با ارتکاب گناه در نهان مخالف است، با ارتکاب گناه به طور آشکار و در محیط زندگی و جامعه با شدت بیشتری مخالفت و با آن مبارزه می کند، زیرا تجاهر به گناه همچون بد حجابی و رواج بی­عفتی در جامعه، فضای آن را مسموم و آلوده می­کند و قبح و زشتی گناه را در نزد دیگران از بین برده و موجب بد آموزی و آلودگی بقیه جامعه می­گردد. در واقع گناه مانند آتشی کوچک است که اگر در یک نقطه باشد به سرعت می توان آن را خاموش کرد؛ اما اگر به آتش دامن زده شود و به چند نقطه برده شود حریق همه جا را فرا خواهد گرفت و توانایی کنترل آن از بین خواهد رفت.  به همین علت امام هشتم علیه السلاممی فرماید: « اَلْمُذِيعُ بِالسَّيِّئَةِ مَخْذُولٌ وَ اَلْمُسْتَتِرُ بِهَا مَغْفُورٌ لَهُ‏‏»[2]؛ کسی که گناه را نشر دهد و به طور آشکار گناه انجام دهد مطرود خداوند است و زمینة آمرزش را از بین برده است به خلاف گناه پنهان که در صورت توبه مشمول آمرزش الهی است و زمینة آمرزش همچنان فراهم است. زیرا در گناه  نهانی به خاطر سرایت نکردن آن به دیگران زمینة آمرزش با توبه و استغفار سریع تر است.

حریم جامعه اسلامی و حفظ ظواهر آن اقتضا می­کند که در برابر فساد باید سد ایجاد کرد و از نشر گناه و تجاهر به فسق جلوگیری کرد تا محیط مسلمانان از آلودگی ها حفظ شود و سالم بماند.

در همین راستا مقام معظم رهبری مد ظله­العالی در جواب اعتراض برخی نسبت به الزام حجاب در جامعه فرمودند: «… ما که نگفتیم اگر کسی در خانه‌ خودش در مقابل نامحرم روسری‌اش را برداشت، ما او را تعقیب می‌‌کنیم؛ [خیر] ما او را تعقیب نمی‌کنیم، در خانه‌ خودش است، کار شخصی می‌کند. آن کاری که در ملأ انجام می‌گیرد، در خیابان انجام می‌گیرد، یک کار عمومی است، یک کار اجتماعی است، یک تعلیم عمومی است؛ این [خطا]، برای حکومتی که به نام اسلام بر سرِ کار آمده است تکلیف ایجاد می‌کند. حرام کوچک و بزرگ ندارد؛ آنچه حرام شرعی است نبایستی به‌صورت آشکاردرکشورانجام بگیرد.»[3]

آسیب شناسی حجاب در جمهوری اسلامی

آقای نصیری برای اثبات آزادی حجاب وبی حجابی اینچنین استدلال کرده که چون روش اجبار به حجاب دراین چهل ساله موفق نبوده پس باید روش دیگر یعنی آزادی حجاب را برگزید.

غافل از آنکه ناکامی کامل در اجراء یک دستور قرآنی می تواند معلول آسیب های متعدد باشد که باید آنها را درمان کرد نه آنکه دست از اصل اجرای حکم اسلامی برداشت . توضیح آنکه، تربیت موفق یک جامعه معلول عوامل متعددی است: بنابراین کسانی که نظریه آزادی حجاب و بی حجابی در جامعه ایران را مطرح می کنند، دانسته یا ندانسته اجازه تجاهر به فسق را صادر کرده وزمینه را برای ترویج بی حجابی و بی حجاب شدن بسیاری از دختران معصوم وخام ملت مؤمن ایران فراهم کرده که روشن است رواج بی حجابی زمینه پیدایش چه مفاسد اخلاقی را ایجاد خواهد کرد.

1. خانواده

خانواده اولین موقعیت تربیت ارزش­های دینی است که تاثیر عمیقی در التزام فرزندان به عفاف و حجاب دارد. غفلت از تبیین ابعاد عفاف و حجاب از سوی خانواده برای فرزندان، باعث می­شود که نتوانند در مقابل فشارهای محیط مقاومت کنند که نهایتا منجر به رواج بدحجابی و بی­عفتی در جامعه می­شود.

روابط درونی و بیرونی خانواده گاه زمینه­ی بی توجهی فرزندان به چارچوب­های عفاف و حجاب می شود. یکی از این آسیب­های تربیتی، لحاظ نکردن مراحل تحول و برنامه­های مقطعی برای تربیت است. به عنوان مثال اگر فرزندان دختر را قبل از تکلیف و حتی در سنین کودکی  با عذر مکلف نبودن، با پوشش نیمه عریان در منظر دیگران قرار دهیم، از نظر تربیتی به وظیفه تربیت کودک در مرحله خردسالی عمل نکرده­ایم.

از دیگرآسیب های تربیتی عدم توجه به تفاوت­های جنسیتی در تربیت دینی و برخورد یکسان با هر دو جنس است. نباید برای دختران، طرز فکر، نوع زندگی، هدف و ایده­آلی را که برای پسران در نظر می­گیریم ترسیم کنیم و از تفاوت­های روانی مرد و زن و وظایف طبیعی ایشان غفلت ورزیم.

برداشت نادرست از آزادی فرزند و رها کردن تربیت او به خصوص در ابعاد دینی و اخلاقی از دیگر آسیب­ها است. برخی والدین نیز تربیت فرزند را به نهادهای دیگر به خصوص آموزش و پرورش می­سپارند و علت مشکل تربیتی را دیگران می­دانند. برخی خانواده­ها هم با ورود فرزندانشان به مهد کودک و دبستان می­پندارند که وظیغه تعلیم و تربیت از دوش آنها برداشته شده و بر عهده نظام آموزشی قرار گرفته است و آنها فقط موظف به تامین هزینه و پشتیبانی غیر مستقیم از آن­ها هستند. حتی برخی گمان می­کنند برنامه تربیتی آنان ممکن است با برنامه­های نظام آموزشی تعارض داشته باشد؟ در حالی که این دو نهاد می­توانند مکمل فعالیت یکدیگر و برطرف کننده خلاهای طرف مقابل باشند.

2. مراکز آموزشی و تربیتی

اکنون سهم نهادهای آموزشی در تربیت دینی با نقش خانواده هم­تراز است. عامل نبودن به حجاب و لوازم آن در برخی از متولیان آموزشی روند تربیت را با مشکلات متعددی رو به رو می سازد و آسیب­هایی را متوجه متربی می کند درروایات به این آسیب اشاره شده است:«مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً فَلْيَبْدَأْ بِتَعْلِيمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِيمِ غَيْرِهِ وَ لْيَكُنْ تَأْدِيبُهُ بِسِيرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِيبِهِ بِلِسَانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِمْ؛ کسى كه خود را رهبر مردم قرار داد، بايد پيش از آن كه به تعليم ديگران پردازد، خود را بسازد، و پيش از آن كه به گفتار تربيت كند، با كردار تعليم دهد، زيرا آن كس كه خود را تعليم دهد و ادب كند سزاوارتر به تعظيم است از آن كه ديگرى را تعليم دهد و ادب بياموزد.» (نهج البلاغه، حکمت ۷۳)

یک آسیب تربیتی در نهادهای آموزشی بی­توجهی به تفاوت­های فرهنگی و فردی متربیان است که موجب بی­میلی متربیان به ارزش حجاب وعفاف می شود. در آموزش و پرورش، بی توجهی به حدود وکیفیت پوشش در موقعیت­های مختلف آموزشی از مشکلات پر نمود است. برخی قواعد پوشش در مدارس دخترانه، مورد تردید است. دانش آموزان موظفند با حجاب کامل درکلاس ها حضور یابند و این در حالی است که مطابق نظر دین، رعایت حجاب در مقابل سایر زنان مسلمان واجب نیست. به خصوص اینکه این الزام خود ساخته، درکلاس هایی مثل ورزش، دختران دانش آموز را دچار مشکل مضاعف می­نماید.

ضعف اهتمام به آموزش حکمت حجاب در محیط های آموزشی، ، بهره برداری نکردن از روش های مؤثر و متنوع تربیتی، ضعف تبیین عواقب بدپوششی، بیان عواقب آن به صورت افراطی، پرداختن صرف به عواقب اخروی، انذار نامناسب و بیان نکردن آثار فردی و اجتماعی آن است، از دیگر آسیب­های موجود در مراکزآموزشی و تربیتی است.

اجرای پنهانی تعدادی از آموزه های مسموم سند 2030 در برخی از مدارس کشورما نیز سهمی در ناکامی طرح حجاب را دارد.

3. رسانه

از عوامل بسیار مهم در ارتقای فرهنگی دینی جامعه، از جمله پایبندی به حجاب و حیای عمومی، رسانه­های جمعی ماند سینما، رادیوو تلویزیون است. از این میان، تلویزیون به جهت استفاده کمی وکیفی بیشتر مردم از آن، تاثیر عمیق وگسترده­تری دارد، رسانه ملی می­تواند در ارتقای جایگاه زن در جامعه اسلامی و نهادینه سازی فرهنگ عفاف و حجاب بسیار مؤثر باشد به همین جهت، آسیب شناسی سیاست­های رسانه ملی در خصوص حجاب در فرهنگ سازی برای عفاف و پوشش اسلامی، لازم است. نقاط ضعف رسانه ملی در انتقال فرهنگ عفاف و پوشش شرعی به مخاطبان را در سه بخش نبود برنامه منسجم، مشکلات روش­های معمول و ارائه برنامه­های آسیب رسان می­توان برشمرد.

فقدان راهبرد منسجم علمی و بلندمدت برای ترویج عفاف و حجاب در رسانه محسوس است و برنامه منظمی برای ترویج این ارزش مهم اسلامی در رسانه مشهود نیست. برنامه­های علمی مانند جلسات آموزشی، مصاحبه با متخصصان، بیان فواید و آثار و عواقب بی توجهی به عفاف، مناظره علمی و پاسخ به شبهات، کمتر در رسانه دیده می­شود. بررسی طرح های موجود رسانه ملی در این زمینه، نشان می­دهد بسیاری از آنها در تقویت حجاب و گسترش فرهنگ عفاف در جامعه مؤثر نبوده است.

در بخش مشکلات روش­های معمول می­توان به  بی توجهی به تفاوت های فردی( شرایط ژنتیک، محیط تربیت و مراحل تحول) و فرهنگی(قومیت­ها، تبادل با فرهنگ دیگر، وجود ارتباطات بیشتر با رسانه­های خارجی) در آموزش عفاف و حجاب، حرکت­های دفعی و مناسبتی در برنامه های ناظر به مشکل بدحجابی عفاف و پوشش، نگاه جدا از سایر آموزه­های اسلامی به حجاب، تاکید بر ظواهر و خلاصه کردن عفاف در حجاب؛ بی توجهی به عفاف در مردان و تاکید افراطی بر زنان، است اشاره کرد.

اما ارائه برنامه­های آسیب رسان در رسانه ملی؛ پخش برنامه ها و سریال­ها، گاه فرهنگ اختلاط را در روابط زن و مرد نامحرم ترویج می­کند و از عوامل تضعیف عفاف و رعایت چارچوب های شرعی در پوشش و آرایش بانوان در جامعه بوده است گاه با استفاده از اینکه رنگ سیاه، رنگ نا امیدی و دل مردگی است، گریز از پوشش شرعی ترویج می شود.

در برخی فیلم ها و سریال ها، زنان با وضعیتی دور از آداب اسلامی ظاهر می شوند. در این شرایط زنان و دختران به الگوگیری از این فیلم ها و ناهنجاری های اجتماعی و مدهای زننده و بدحجابی می­گرایند. برخی ناهنجاری­ها مانند بدحجابی، مد گرایی، بی­هویتی و آرایش افراطی و رفتارهای ناهنجار دختران جوان، متاثر از چنین برنامه­هایی است.

آسیب شایع این است که متولیان برنامه­ها و هنرمندان، به جهت برخی الزام های سازمانی در ظاهر چارچوب­های شرعی را رعایت می­کنند و در خارج سازمان و زندگی فردی و اجتماعی خود، التزام به این حدود و چارچوب­ها ندارند تناقض پوشش بازیگران و مجریان با وضعیت حضور در مجامع عمومی و خارج از رسانه ملی، معضلی جدی محسوب می­شود. تصاویر بازیگران در رسانه ها، نشان از صوری بودن رعایت حجاب در مجموعه های نمایشی دارد. این موضوع آثار ناخوشایندی بر جامعه به ویژه نسل جوان می­گذارد. برای گسترش عفاف و پوشش اسلامی لازم است، این ارزش در هنرمندان و تهیه کنندگان درونی باشد تا بتوان آن را به جامعه تسری داد.

آسیبی پنهان در رسانه، نمایش زنان در نقش نابهنجار اخلاقی با حجاب اسلامی است. در سریال­ها و فیلم­های سینمایی ناگزیر برخی زنان در نقش­های منفی مانند قاتل، فاسد اخلاقی یا سایر بزهکاری ها بازی می کنند. تهیه کنندگان با توجه به قوانین سیمای جمهوری اسلامی سعی دارند حتی این گونه زنان را با حجاب کامل شرعی نشان دهند. در این شرایط حجاب اسلامی با مجموعه­ای از رذائل اخلاقی در فرد همراه می شود. در برداشت مخاطب نه تنها حجاب این زن بی ارزش تلقی می شود، بلکه به طور ناهوشیار اصل ارزش حجاب مخدوش و تضعیف می شود.

یک آسیب جدی، تحقیر حجاب برتر (چادر) در فیلم وسریال­ها، طی سال­های متمادی است. در برخی سریال­ها خبری از چادر نیست و اگر هم باشد، مخصوص اقشار خاصی است. در برخی دیگر، گاه زنان تا زمانی که در خانواده فقیر و بی سواد زندگی می­کنند چادری هستند و هنکامی که به ثروت وعلم می­رسند حجابشان ضعیف می­شود. براساس یکی از ارزیابی­های به عمل آمده در سریال های تلویزیونی ابتدای دهه 80، در56 سریال، پوشش چادر تحقیر یا تضعیف شده است.

4. آسیب های تربیتی در حوزه سیاست و حکومت

از جمله عوامل مهم گسترش و شیوع بدحجابی در جامعه، کم توجهی برخی از مسنولان نظام به این امر است. به نظر می رسد نظام جمهوری اسلامی با وجود قوانینی در حوزه حجاب و عفاف، برای فرهنگ سازی این ارزش برنامه بلند مدت ندارد. اختلافات نظری و عملی در حدود عفاف و حجاب و شیوه ترویج آن در دولت­های پس از انقلاب مشهود است. وجود دیدگاه­های متفاوت، برخوردهای مقطعی و ناهماهنگ، برخی فعالیت­ها را کم اثر کرده است.

عدم تعیین متولیان اصلی و تابع در اجرای قوانین و ترویج ارزش عفاف و حجاب به آسیب­های جدی منجر شده است. نهادهای دولتی متناسب با سلیقه، توان و براساسی دستورالعمل های مکتوب و نامکتوب خود، در زمینه عفاف عمل کرده­اند،گاه فعالیت این نهادها با هم تعارض دارد و تلاش هم را بی اثر می کنند یا عملکرد نهادها غیر مرتبط با یکدیگر است. گاه چند نهاد اقدام به یک فعالیت می­کنند که این سبب تکرار و دلزدگی می شود یا فعالیت نهادها در رقابت با یکدیگر شکل می­گیرد و هر نهاد خود را عامل بهترین عملکرد در این حوزه می داند، بی­توجهی نهادهای جامعه اسلامی به قوانین مربوط به بحث عفاف باعث گسترش بدحجابی در جامعه شده است.

نمونه­هایی از ضعف دستگاه­ها در عمل به قوانین را می توان در گزینش تصمیمات مقطعی و نامناسب، به ویژه در شرایط بحرانی، اختصاص ندادن زمان و نیروی انسانی و اعتبار مناسب برای آسیب شناسی، انجام عملیات ناپخته و استفاده از عوامل اجراییِ کار نا آشنا یافت که هر کدام آسیب­هایی را در این مسیر به همراه داشته است.

همچنین هماهنگی بین قوه قضانیه و وزارتخانه­های فرهنگ و ارشاد اسلامی، آموزش، تحقیقات وفناوری، آموزش و پرورش و حوزه های علمیه در تثبیت ارزش­های اسلامی در جامعه ضعیف بوده واین ناهماهنگی در ترویج فرهنگ عفاف و حجاب خلل ایجاد کرده است.

عملکرد بی­ثبات مسئولان اجرای برنامه­های حجاب، به آسیب جدی در ترویج آن انجامیده و عدم تبیین مبانی نظام اسلامی و ارزش­های آن مثل حجاب و عفاف باعث بی تفاوتی عده­ای و رویگردانی گروهی دیگر از این مبانی شده است.

در کنار این عوامل، استفاده از افراد غیر متخصص در تبیین چیستی و چرایی حجاب و عفاف زمینه سرخوردگی گروهی را فراهم کرده است.

دشواری ازدواج، عدم توجه به نیازهای طبیعی جوانان مثل میل به نشاط و هیجان وکمبود امکانات برای تفریحات سالم و مهیج، از جمله عواملی­ است که جوانان را به رفتارهای خلاف عفاف کشانده و زمینه انحراف محافل آنان را فراهم کرده، همچنین عواملی چون فقر اقتصادی، بروز فاصله و حس بی اعتمادی میان مردم و مسئولان نظام، برخورد غیر شفاف با مردم، زمینه تضعیف ارزش های دینی از جمله عفاف شده است.[4]

اکنون با وجود این همه ناکامی طرح حجاب اسلامی آیا باید به درمان این عوامل و آسیب­ها پرداخت یا نظریه تعطیل حکم شرعی وجوب حجاب را مطرح کرد؟

در رابطه با آقای مهدی نصیری که در مورد الزام حجاب در شبکه 4 سیما ابراز داشتند: تجربه‌ی چهل ساله‌ی ما نشان داده که این قانون الزام موفق نبوده است و به حفظ و تثبیت حجاب نیانجامیده و خودش هم از عوامل تضعیف حجاب بوده و ما شرعا و عقلا نمی‌توانیم این روند را ادامه دهیم.

می گوییم: اجرای هر یک از احکام دین به ویژه آنهایی که جنبه اجتماعی دارند علاوه بر الزام، نیاز به فرهنگ­سازی و کار معرفتی شایسته دارد و اگر در گذشته به قول شما موفق نبودیم علت آن الزام نیست بلکه عدم بسترسازی و فرهنگ­سازی صحیح و حکیمانه در مورد حجاب و عفاف و نیز عدم اجرای صحیح احکام دین در برخی موارد از سوی افراد می­باشد؛ لذا نمی­توان به این بهانه از الزام حجاب که وظیفه مهم حکومت اسلامی است صرفنظر کرد. اگرچه در برخی موارد در اجرای احکام دین و الزام به آن از سوی مجریان اشتباهاتی صورت گرفته ولی این دلیل بر بدی الزام نمی­باشد؛ چنانکه اگر پلیس راهنمایی و رانندگی در راستای الزام به رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی به مخاطب توهین کند، این کار به معنی باطل بودن الزام به رعایت قانون نمی­باشد.

 

نقش آمارسازی غلط در تغییر تحلیل­های اجتماعی

ما اکنون در عصر اطلاعات زندگی می­کنیم و همواره در حال درک و دریافت داده­های زیادی از دنیای اطراف خود هستیم که برای استفاده از بسیاری از این اطلاعات لازم است آن ها را به کمک آمار و به صورت ریاضی بیان کرده و استفاده کنیم، در صورت به کارگیری صحیح اطلاعات آماری می توانیم روند وقایعی که در گذشته رخ داده را یافته و از آن ها برای پیش بینی اتفاقاتی که ممکن است در آینده رخ دهند بهره ببریم. به طورکلی ارائه آماری اطلاعات نقش برجسته­ای در تفهیم مطالب داشته و در جهت تقریب به ذهن هم از تاثیر به سزایی برخوردار است.

اما همانطورکه اطلاعات آماری می­توانند در جهت تفهیم مخاطبان و راهبری صحیح آن­ها مفید باشند، در صورت نادرست یا کاذب بودن می­توانند موجبات گمراهی مخاطبان را فراهم کنند. به عنوان نمونه می توان به ادعاهای آماری گفته شده از سوی نامزد فتنه­گر انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 اشاره کرد که مدعی پیروزی با درصد آراء بالا بود و با همین یک ادعا چندین ماه کشور را درگیر آشوب و فتنه کرد.

در برنامه زاویه مهمان دعوت شده آماری خلاف واقع (با بزرگنمایی و سیاه نمایی) نسبت به دیدگاه مردم در مورد مخالفت با حجاب در برنامه منتشر کرد که دست مایه ضد انقلاب داخلی و خارجی قرار گرفت.  البته کارشناس و مسؤلان برنامه قبل از پخش برنامه زنده می­بایستی صحت و سقم آمار را بررسی می­کردند تا جلوی این مشکلات گرفته می­شد؛ ولی متأسفانه هیچ واکنش و اقدامی به عمل نیامد. البته آمار ارایه شده از سوی مهمان اصلی برنامه با تکذیب جدّی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت ارشاد مواجه گردید.

آثار ویرانگر طرح دیدگاه­های غیر اسلامی و غیر تخصصی در رسانه ملی

جمهوری اسلامی ایران با رهبری امام خمینی رضوان الله علیه و مقام معظم رهبری مدظله العالی به جایگاهی رسیده که نقطه توجه دنیای اسلام بلکه  تمامی دول عالم است. امروزه  ایران اسلامی به عنوان قله شئونات حقیقی اسلامی، باید در راستای تعالی هرچه بیشتر اسلام و آرمان­های انقلاب اسلامی استوار قدم بردارد و این مهم جز با پرداختن رسانه­ای منسجم و تعهد به معارف والای اسلام به انجام نمی­رسد.

رسانه ملی که بازو و مبلغ اسلام است در این هیاهوی رسانه­ای غرب با نقش آفرینی به هنگام و درست می­تواند نور اسلام را از سرچشمه آن که امروزه جمهوری اسلامی ایران است به تمام دنیا رسانده، موجبات ظهور را فراهم آورد. ارائه نظریات غلط و ویرانگر توسط صاحبان اندیشه­های نادرست در رسانه ملی گاه موجب ایجاد شبهه مخربی در مخاطبان و ملت می­گردد که با پاسخ کارشناسی هم چه بسا شبهه از اذهان همه مخاطبان پاک نگردد و جمعی از مخاطبان متأثر و منحرف گردند. آیا منطقی است رسانه ملی که استقرار آن حاصل خون شهیدان است بلندگویی برای ترویج اندیشه های ضد اسلام گردد؟

یکی از رسالت­های رسانه ملی منادی اسلام بودن است اگر این رسالت به پلیدی­های کفر و نفاق آلوده شود، چه تفاوتی بین رسانه­های منحط غربی و رسانه اسلامی خواهد بود، در چنین شرایطی ضرر رسانه مدعی اسلام اگر بیشتر از غربی­ها نباشد کمتر نیست، چرا که این فروپاشی از درون است.

شبکه چهارم سیما یک شبکه علمی فرهنگی است و به فرموده امام راحل ره باید دانشگاه علوم اسلامی باشد و ضمن حفظ نشاط علمی موظف است اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله را به همگان معرفی نماید و اینگونه نباشد که هر کسی نظریه­ی شاذی داشت لزوماَ در این شبکه مهم به عنوان آزاداندیشی مطرح نماید. بله، بحث­های تخصصی لازم است اما نه در رسانه ملّی.

در همین مورد مقام معظم رهبری مد ظله­العالی می­فرمایند:« …البته من به شماها بگویم، آزاداندیشی جایش توی تلویزیون نیست؛ آزاداندیشی جایش توی جلسات تخصصی است. مثلاً فرض کنید در زمینه‌ی فلان مسئله‌ی سیاسی، یک جلسه‌ی تخصصیِ دانشجوئی بگذارید… بحث سر تفکرات مکاتب گوناگون جهانی است؛ همین جور، بحث سر یک مسئله‌ی علمی است. بنابراین جلسه باید جلسه‌ی تخصصی باشد؛ والّا توی جلسات عمومی و در صدا و سیما دو نفر بیایند بحث کنند، آن کسی که حق است، لزوماً غلبه نخواهد کرد؛ آن کسی غلبه خواهد کرد که بیشتر عیّاریِ کار دستش است و می تواند بازیگری کند؛ مثل قضیه‌ی عکس مار و اسم مار. گفت: کدام یکی مار است؟ مردم با اشاره به عکس مار گفتند: معلوم است، مار این است[5]

تفسیر به رأی و لزوم انضباط علمی  در تفسیر قرآن

قال رسول الله صلی الله علیه وآلهقال الله عزو جل:ما آمَنَ بي مَن فَسَّرَ بِرَأيهِ كَلام؛  به من ايمان نياورده است كسى كه سخن مرا بر اساس رأى خودش تفسير كند.[6]

واژه ي تفسير از «فَسَرَ» به معناي روشن كردن و آشكار ساختن است و تفسير در اصطلاح مفسّران عبارت است از: زدودن ابهام از لفظ مشكل و دشوار، كه در انتقال معناي مورد نظر، نارسا و دچار اشكال است.[7] «رأي» عبارت است از آن تصوراتي كه مانند محسوسات مورد رؤيت ذهني باشد و در اصطلاح به معناي « اعتقاد حاصل از اجتهاد و تفكّر» استعمال مي‌شود[8] و برخي از دانشمندان، رأي در اين‌ مورد را به معناي «هوي و هوس» [9]گرفته‌اند.

منظور از «تفسیر به‌رای» که در روایت بالا آمده است یکی از دو معنای ذیل می­تواند باشد:

معنای اول

هرگاه انسان عقیده‌ای برای خود اتخاذ کرده است و کوشش می‌کند شواهدی از قرآن و احادیث، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم و اهل بیت علیهم‌السّلام برای آن بتراشد و هرگاه در میان آن‌ها چیزی که صریحاً یا ظاهراً موافق عقیده او باشد نیابد ناچار برای رسیدن به مقصد خود آیات و روایاتی را انتخاب کرده و بدون هیچ‌گونه قرینه‌ای برخلاف مفهوم ظاهر آن تفسیر می‌کند، چنین کاری را «تفسیر» به‌رای گویند.

معنی دوم

یکی دیگر از معانی تفسیر به‌رای این است که مفهوم جمله‌ای را آن‌چنان که قواعد ادبی و لغت اقتضا می‌کند، بپذیریم ولی در تطبیق آن بر مصادیق، مرتکب تحریف شویم، و چیزی را که مصداق آن نیست، بر طبق سلیقه شخصی خود، مصداق آن قرار دهیم. مثلا در تواریخ و کتب حدیث می‌خوانیم هنگامی که عمار یاسر در روز جنگ صفین به دست لشکریان معاویه شربت شهادت نوشید، به او گفتند از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم نقل شده است که به عمار فرمود: «یا عمار تقتلک الفئه الباغیه[10]؛ یعنی تو را یک جمعیت ستم‌گر خواهند کشت» و این دلیل بر این است که تو و لشکرت بر مسیر باطل قرار دارید.

معاویه که نمی‌توانست اصل وجود حدیث مزبور و مفهوم آن را انکار کند، برای تبرئه خویشتن به سراغ تفسیر به‌رای رفت و گفت این سخن حق است که عمار را جمعیت ستم‌گر خواهند کشت، ولی آیا قاتل عمار ماییم؟ یا علی که او را به میدان نبرد دعوت کرده است؟ در حقیقت او سبب شده که عمار به دست ما کشته شود! و با این منطق واهی و مضحک می‌خواست خود را در برابر چنین دلیل کوبنده و دندان‌شکنی تبرئه کند.

خلاصه این که تفسیر به‌رای در نوع اول با دگرگون ساختن مفاهیم کلمات و جمله‌ها انجام می‌شود و اما در قسم دوم با دگرگون ساختن موارد و مصادیق کلمات و جمله‌ها حاصل می‌گردد.

تفسیر به رای نه تنها به حکم روایات اسلامی ممنوع است، بلکه عقل و خرد نیز گواهی بر زشتی آن می‌دهد. اگر بنا شود هرکس مطابق سلیقه و فکر خود مطلبی بیاندیشد سپس الفاظ قرآن و سنت را بدون در نظر گرفتن قواعد ادبی، و ضوابط لغت آن تفسیر کند، هرج و مرج شدیدی در فهم معانی آیات قرآنی و سنت واقع می‌شود، و در این موقع آیات و کلماتی که می‌باید رهبری فکری انسان‌ها را به دست گیرد، عملا به صورت پیرو و وابسته و تابع درمی‌آید، و به جای این که روشن‌گر جامعه‌ها گردد، پشتیبان انحرافات فکری و اخلاقی خواهد شد و به‌جای این‌که عامل وحدت شود، وسیله‌ای برای نفاق و پراکندگی می‌گردد. هر کس از گوشه‌ای برمی‌خیزد و با فکر نارسایش ادعایی می‌کند سپس برای توجیه ادعاهای بی‌اساس خود آیات قرآن و روایاتی از پیشوایان بزرگ اسلام را مطرح کرده، و آن‌ها را به وسیله تفسیر به‌رای بر مقصود خود تطبیق می‌دهد، و مایه گمراهی افراد بی‌خبر می‌گردد، حتی گاهی ممکن است یک آیه یا یک روایت معین را دو مدعی دروغین بر دو مطلب متضاد حمل کنند، در حالی که مفهوم اصلی آن، نه این است و نه آن. خلاصه زیان‌ها و عواقب شوم رواج تفسیر به‌رای در میان یک جمعیت به قدری زیاد است که می‌توان آن را از خطرناک‌ترین کارها دانست.

این موضوع منحصر به آیات قرآن و روایات نیست، بلکه اگر این در گشوده شود تمام الفاظ و قوانین دنیا ارزش خود را از دست خواهند داد، و هر شخص فاسد و مفسد و یا نادانی آن‌ها را به سود خود تفسیر و تاویل خواهد کرد. به‌همین دلیل مسئله تفسیر به‌رای در میان مذاهب باطل و مدعیان دروغین رواج کامل دارد، بلکه سرمایه اصلی آن‌ها را تشکیل می‌دهد.

  • میهمان برنامه زاویه در اظهارات خود ابراز داشتند: «اشکال بعدی که این الزام ایجاد کرده است، ایجاد یک دو قطبی در جامعه‌ی ما در چهل سال اخیر است، و با توجه به آیه‌ی مشهور امر به معروف و نهی از منکر در بین دو آیه مطرح شده که اولی توصیه به وحدت می‌کند و بعدی نیز پرهیز از تفرق می‌دهد، اگر عمل امر به معروف و نهی از منکر منجر به دو قطبی شدن جامعه شود، کاملا خلاف آیات قرآن است.»

آیه مورد نظر ایشان آیه 104 آل عمران می­باشد که خدای متعالی می­فرماید: «وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»؛ باید از میان شما، جمعی دعوت به نیکی، و امر به معروف و نهی از منکر کنند! و آنها همان رستگارانند.‏. که در آيه قبل مسئله اخوت و اتحاد به عنوان نعمت بیان شده است؛ « وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنْتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا  كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ»؛(و همگی به ریسمان خدا [= قرآن و اسلام، و هرگونه وسیله وحدت‌]، چنگ زنید، و پراکنده نشوید! و نعمت (بزرگِ) خدا را بر خود، به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید، و او میان دلهای شما، الفت ایجاد کرد، و به برکتِ نعمتِ او، برادر شدید! و شما بر لبِ حفره‌ای از آتش بودید، خدا شما را از آن نجات داد؛ این چنین، خداوند آیات خود را برای شما آشکار می‌سازد؛ شاید پذیرای هدایت شوید. آل عمران/103)  و در آیه بعد از آیه امر به معروف و نهی از منکر از پیروی کسانی که به دنبال اختلاف افکنی هستند نهی می­شود؛ «وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ  وَأُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ»؛ و مانند کسانی نباشید که پراکنده شدند و اختلاف کردند؛ (آن هم) پس از آنکه نشانه‌های روشن (پروردگار) به آنان رسید! و آنها عذاب عظیمی دارند. (آل عمران/105)

اولاً: ادعای مشروط بودن امر به معروف و نهی ازمنکر به دوقطبی نشدن جامعه، یک فتوای غیر شرعی است. نه کتب فقهی فقیهان اسلامی در طول هزار سال که به بیان شرائط امر به معروف ونهی ازمنکر پرداخته­اند، سخنی از آن گفته، و نه سیره عملی پیامبرگرامی اسلام و ائمه معصومین علیهم السلام با آن سازگاراست. زیرا مردم عربستان و بت­پرستان مکه تا قبل از بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله یک قطبی بودند. اما حضرت با شروع تبلیغ دین و امر به توحید ونهی از بت پرستی موجب اختلاف و دو قطبی شدن جامعه شد آنچنان دو قطبی شدید که بیش از 80 جنگ در پی آورد. همچنین امام حسین علیه السلام وقتی تک قطبی جامعه را با محوریت خلافت یزید مشاهده کرد فریاد امر به معروف و نهی از منکر برآورد و فرمود :أُرِيدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ­[11] وبا نهضت عاشورای خویش جامعه را دوقطبی نمود. آقای نصیری غافل است از اینکه اگر تک قطبی بودن جامعه براساس نفی احکام دین و بی حجابی باشد باید با نهی از منکران تک قطبی را شکست و با ایجاد دوقطبی فرضیه را برای تبدیل به تک قطبی با محور شریعت فراهم کرد.

ثانیا: مفهومی که آقای نصیری از ارتباط این آیات برداشت نمود در واقع نوعی تفسیر به رأی بوده و برخلاف سیاق آیات ارزیابی می­شود؛ چرا که در آیه 103 سوره آل عمران خدای بزرگ از نعمت والای وحدت در جامعه سخن به میان می­آورد که این اتحاد و نزدیک شدن قلوب محصول تمسک و اعتصام به قرآن و عترت است، چنانچه حدیث شریف ثقلین نیز بر این مطلب اشاره دارد «مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِي»(کمال الدين و تمام النعمة/ج۱ ،ص۲۳۹) و در آیه 104 همین سوره که مساله ” امر به معروف” و” نهى از منكر” به عنوان یک واجب اجتماعی از سوی خدای حکیم مطرح می­شود، در حقيقت به عنوان‏ حافظ و ضامن این وحدت اجتماعى و به منزله پوشش اجتماعى براى محافظت جمعيت می­باشد، زیرا که تحقق وحدت بدون نظارت عمومى ممكن نيست؛ سپس خداوند در آيه 105 آل عمران مجددا بحث در پيرامون مسئله اتحاد و پرهيز از تفرقه و نفاق را بیان می­نماید که مبادا مسلمانان دست از تمسک به قرآن و عترت بردارند؛ ولی متأسفانه چنانچه پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله نيز خبر داده بود مسلمانان بعد از وفات او از طريق مستقيم كه يك راه بيش نبود منحرف شدند. در عقايد مذهبى و حتى در خود دين پراكنده گشتند و به تكفير يكديگر پرداختند، تا آنجا كه در ميان آنان گاه شمشير، و گاه سب و لعن حكومت مى‏كرد، كار بجايى كشيد كه بعضى از مسلمانان جان و مال همديگر را حلال مي­دانستند و حتى به قدرى ميان مسلمانان عداوت و دشمنى ايجاد شده بود كه بعضى حاضر مي­شدند به كفار بپيوندند و با برادران دينى خود جنگ كنند! در حالی که می­بینیم منتقد الزام حجاب کاملاً بر خلاف مفهوم این آیات نجات­بخش و وحدت آفرین تفسیر به رأی نموده است.[12]

پرهیز از تحریف سخنان امام خمینی ره

امام خمینی رضوان الله علیه : اکنون که من حاضرم، بعض نسبت‌های بی‌واقعیت به من داده می‌شود و ممکن است پس از من در حجم آن افزوده شود؛ لهذا عرض می‌کنم آنچه به من نسبت داده شده یا می‌شود، مورد تصدیق نیست مگر آن‌که صدای من یا خط و امضای من باشد، با تصدیق کارشناسان؛ یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم.[13]

مقام معظم رهبری مدظله العالی: «اگر ملّت ایران بخواهد به آن هدف­ها برسد، بخواهد این راه را ادامه بدهد، باید راه امام بزرگوار را درست بشناسد، اصول او را درست بشناسد، نگذارد شخصیّت امام را تحریف کنند … هرکسی هر حرفی را که خودش می‌پسندد به امام نسبت ندهد. آنچه را به امام نسبت می­دهیم، باید در منابع مربوط به امام موجود باشد، آن هم به شکل مکرّر، به شکل مستمر.» (14 خرداد 1394)

نقل کلامی از حضرت امام خمینیرضوان الله علیه توسط مهمان برنامه زاویه که مدعی شد حضرت امامرضوان الله علیه در جایی فرمودند: «اگر مردم یک نظام دیکتاتوری را که بدترین نظام است انتخاب کردند کسی نمی‌تواند جلوی آن‌ها را بگیرد…» در واقع دربردارنده دو نوع تحریف درکلام امام عظیم­الشان رضوان الله علیه است که عواقب خطرناکی به دنبال دارد؛ اول آنکه این سخن در مجموعه منشورات باقی مانده از امام رضوان الله علیه وجود ندارد در حالیکه آقای نصیری آن را منسوب به حضرت امام خمینی ره دانستند؛ ثانیاً تحریف معنوی نیز انجام گرفته است، زیرا حاکمیت مطلق خدا و پیامبر و ائمه معصومین علیهم­السلام  و نیز ولایت مطلقه فقیه را نباید استبداد نامید. بلکه بالعکس حضرت امام رضوان الله علیه انتخاب دیکتاتور را اشتباه دانسته و در اولین ورود مبارکشان به کشور در بهشت زهرا سلام الله علیها فرمودند: «ملت در صد سال پیش از این، صد و پنجاه سال پیش از این ملتی بوده، یک سرنوشتی داشته است و اختیاری داشته ولی او اختیار ما را نداشته است که سلطانی را بر ما مسلط کند.»[14]

کلام آخر

اسلام برای همه مکان­ها و زمان­ها است و مسلمانان حق انتخاب گزینشی احکام را ندارند و باید همه اصول و احکام را با هم قبول داشته باشند. به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله هم اجازه داده نشده که برای جذب قلوب دیگران احکام را کنار بگذارند و درباره جذب یهودیان، ایشان نپذیرفتند که سنگسار را کنار بگذارند؛ در واقع احکام الهی به هیچ عنوان تغییر نمی­کند. از این روی اگر متوجه شدیم که حکم خداوند چیست، دیگر به هیچ عنوان حق مخالفت با آن را نداریم و موظف به تبعیت و انجام آن هستیم. بله اجرای برخی احکام مانند شراب و ربا  با توجه به لزوم تحقق مقدمات آن­ها بصورت تدریجی بوده است. به نظر می­رسد در مسائل اجتماعی در مواجهه با پدیده­هایی که در جامعه ریشه­دار هستند و امکان محو یکباره آن وجود ندارد، باید به تدریج و در چند مرحله به حذف آن­ها پرداخته شود تا به فضل الاهی شاهد رشد و تعالی جامعه اسلامی باشیم.

گروه مطالعات         .

دفتر امور اجتماعی و سیاسی

شهریور 1399        .

[1] برگرفته از مصاحبه حجت­الاسلام و المسلمین عالم­زاده نوری؛ سایت شبکه اجتهاد 31 تیر 1397

[2] الکافي / جلد۲  ,  صفحه۴۲۸

[3] 17 اسفند 1396

[4] برگرفته از: دوفصلنامه علمی . پژوهش تربیت اسلامی؛ مدل نظری آسیب شناسی تربیت عفاف و حجاب در ایران /محمدرضا سالاری فر-مهدی بیاتی-حسن سالاری پور

 

[5] 31 مرداد 1389

[6]  عیون اخبار الرضا، ج 1،ص 116

[7] التفسير و المفسرون، ج 1، ص 13

[8] مباني و روش‌هاي تفسير قرآن ص 229.

[9]التفسير و المفسرون، ج 1، ص 63.

[10] تاریخ طبری، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ دوم، ۱۴۰۸، ج ۳، ص ۹۸.

[11] بحارالأنوار، علامه مجلسی ج۴۴ ص ۳۲۹ ؛ المناقب، ابن شهر آشوب، ج ۴، ص ۸۹

[12] سایت پژوهشکده فرهنگ و معارف، برگرفته از مقاله «تفسیر به رأی و عواقب آن (قسمت اول)» تفسیر نمونه، ج3، ص44-34

[13] وصیت نامه الهی سیاسی امام خمینی رضوان الله علیه

[14] صحیفه نور، ج6، ص11

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
نمایش همه دیدگاه ها