استعفای حضرت آیت الله سید کاظم حائری از مرجعیت برگ زرین دیگری بر کتاب افتخارات تاریخ مرجعیت و روحانیت

استعفای رسمی آیت الله حائری از مرجعیت بازتابی در اذهان جامعه اسلامی بویژه شیعیان عراق آفرید و اذهان جامعه در صدد یافتن علل این اقدام شگرف بر آمدند که البته آن علل و عوامل در متن بیانیه ایشان و هم توسط صاحب نظران تبیین شده است.

اما آنچه وراء آن تحلیل عوامل، جلب توجه کرد بعد اخلاقی این استعفا بود که یک مرجع تقلید محترم با آن جایگاه اجتماعی به ویژه محبوبیت زیاد در بین شیعیان انقلابی پیرو شهید آیت الله محمد باقر صدر و شهید سید محمد صدر چگونه همه آن جلالت و شكوه اجتماعی و قدرت سیاسی و اقتصادی را رها کرده و پشت پا به این جلوه های دنیوی می زند؟! این اقدام سترگ از نگاه مادی گرایان و علاقمندان به کرسی های ریاست و شهرت اجتماعی و قدرت سیاسی و اقتصادی اصلا قابل توجیه نیست و نمی توانند راز آن را بفهمند.

اما راز این اقدام عظیم یک کلمه است و آن (اخلاص) است.

 اخلاص و کار کردن برای رضای خدا تنها انگیزه ای است که فقیه و مجتهد مسلم را وادار به تالیف رساله توضیح المسائل و تصدی مسئولیت سنگین مرجعیت و پاسخ دهی به سوالات و استفتائات انبوه مقلدان بویژه در مسائل نوپدید می کند. غالب مراجع تقلید در مدت 30 سال بین 70 تا 100 سالگی-که دیگر افراد جامعه در این سه دهه به استراحت مشغولند – شانه زیر بار این مسئولیت سنگین داده و همچنان پر کار به خدمت دینی برای جامعه می پردازند، و همین اخلاص انگیزه ای است که وقتی مرجع تقلید از نظر جسمی خود را مقداری فاقد توان لازم برای مرجعیت می داند پشت پا به همه این جایگاهها می زند.

سوابق فعالیت مراجع تقلید معمّر نشانگر آن است که غالبا تا آخرین روزهای عمر حتی صد سالگی توان روحی و علمی و جسمی پاسخگویی به استفتائات و هدایت جامعه را داشته اند و لذا بر این مسئولیت پایداری کرده اند که شایسته است برخی از آن موارد به اطلاع جوامعه مومنین برسد.

نمونه های توانمندی های علمی و جسمی مراجع تقلید در سنین بالا:

  1. حضرت آیت الله عبدالهادی شیرازی که از علمای بزرگ و از مراجع بسیار قدرتمند بود و بعد از رحلت آیت الله العظمی بروجردی به مرجعیت رسید، در ده سال آخر عمرشان نابینا شدند و در عین نابینایی تسلط کافی بر مبانی علمی و بر آیات و روایات و تاریخ اسلام داشتند. درس ایشان بعد از دوران نابینایی از لحاظ عمق علمی، گستره مباحث ، تفريعات فقهی، هیچ کمبودی نسبت به دوران بینایی نداشت.آیت الله محسن اراکی نقل می کند که: یک وقتی من از استادمان حضرت آیت‌الله‌العظمی وحید خراسانی سؤال کردم: روایت «الصلاة معراج‌المؤمن» را ما هر جا گشتیم، در کتب حدیثی پیدا نکردیم. شما جایی سراغ دارید که این روایت نقل شده باشد؟ ایشان فرمودند: همین سؤال را من از استادمان مرحوم آیت‌الله سیدعبدالهادی شیرازی(ره) کردم. ایشان بی‌درنگ فرمودند: این روایت در جایی یافت نمی‌شود؛ مگر در یک جا! در جلد چندم بحارالانوار در فلان صفحه در وسط صفحه؛ آن‌هم جلدهای بزرگ چاپ سنگی منظورشان بود. این عبارت آمده: «و روی أن‌الصلاة معراج‌المؤمن» و جای دیگر پیدا نمی‌شود؛
  2. حضرت آیت‌الله‌العظمی محمدعلی اراکی علیرغم اینکه شیخ الفقها بود و صدها مجتهد در درسهای ایشان به اجتهاد رسیده بودند تا ده‌ها سال حاضر نشد مرجعیت را بپذیرد و تا سال 1368 شمسی که مراجع معظم نسل قبلی مانند حضرات آیات: خمینی، خوئی، مرعشی، سید محمود شاهرودی و … . فوت کردند حوزه علمیه و علما از ایشان درخواست کردند که چاره ای جز پذیرش مرجعیت نیست، ایشان در سن 99 سالگی مرجعیت را پذیرفتند و تا 105 سالگی به جواب استفتاء مقلدان و تدریس برای مجتهدین به خوبی ادامه داند. آیت الله محسن اراکی نقل می کند که: خدمت حضرت آیت‌الله‌العظمی اراکی(قد) در ۱۰۵ سالگی ایشان به‌مناسبت کنگره شیخ انصاری(ره) رسیدم. یک مطالب بسیار گسترده‌ای در رابطه با تفکرات شیخ انصاری، تأثیر شیخ انصاری و تفکر فقهی ایشان در تحول فقه جعفری و ابعاد تفکر فقه ایشان گفتند. من چنین چیزی را از منبع دیگری نشنیده بودم
  3. حضرت آیت‌الله‌العظمی صافی گلپایگانی که از مراجع معظم تقلیید بودند حدود صد و سه سال عمر کردند. و تا اواخر عمر شریفشان به صورت مسلط درس می گفتند.
  4. حضرت آیت‌الله‌العظمی مکارم شیرازی اکنون در سن ۹۴ سالگی همچنان مشغول تالیف، تدریس و تعلیم و پاسخگویی روزانه به استفتائات رسیده هستند. و در دیداروزراء و مدیران بلند پایه نظام با اشراف بر مسائل اجتماعی و سیاسی ایران و جهان به بررسی مشکلات جامعه و راهنمائی آنها می پردازند.
  5. حضرت آیت‌الله‌العظمی نوری همدانی اکنون در سن ۹۶ سالگی همچنان فعال در تدریس و سخنرانی برای شخصیت های داخلی و خارجی و تالیف و پاسخگویی به استفتائات هستند.
  6. حضرت امام خمینی (ره) از سن 76 سالگی انقلاب اسلامی را می آفریند و 11سال تا سن 87 سالگی تمامی توطئه پیچیده دولتهای استکباری شرق و غرب را به چالش کشید و خنثی کرد.

اما مواردی هم بوده که احیاناً یک مجتهد مسلم تردیدی در وجوب تصدی سمت مرجعیت خودش داشته و لذا پیشنهاد مرجعیت را نپذیرفته و موارد اندکی که مرجع تقلید تشخیص کاهش توانمندی خودش را در انجام تکلیف مرجعیت داده و با شجاعت از مرجعیت استعفا داده است که چند نمونه آن اشاره می شود:

  • آیت‌الله سید یوسف حکیم (فرزند ارشد آیت‌الله‌العظمی سید محسن حکیم که مرجع تمام‌عیار جهانی و تقریباً در زمان خود مرجع اول محسوب می‌شد) پس‌از ارتحال مرحوم آیت‌الله العظمی حکیم بزرگ، بسیاری از علما و عشایر عراق با اصرار بر مرجعیت این فقیه بزرگوار فریاد: (قلدناک سید یوسف) سر می‌دادند که نجف از شیفتگان تقلید ایشان پر شد. اما ایشان اعلام کرد با وجود مراجعی چون آیات عظام شاهرودی خویی و امام‌خمینی نیاز به مرجعیت من نیست و نپذیرفت.
  • آیت‌الله ملا علی کنی که به قول آیت‌الله شیخ حسین حلی (فقیه قوی و استخوان‌دار و مقام والای علمی اش مورد اتفاق بود) و بیش از 50 مجتهد گواهی اجتهادشان را از ایشان دریافت کرده بودند.پس‌از اصرار زیاد بزرگان به قبول مرجعیت گفته بود: من هنوز به لیاقت خودم در حد مرجعیت یقین پیدا نکردم. تا اینکه همان ۵۰ نفر از مجتهدین وقت که خود همین مرحوم ملاعلی کنی اجتهاد آن‌ها را تأیید و تصدیق کرده بودند شهادت به مرجعیت مسلم بودن ایشان و وجوب پذیرش آن‌ها دادند وحجت را برای وی تمام کردند و پذیرفت.
  • آیت الله شیخ آقا رضا همدانی نجفی ملقب به محقق همدانی مولف کتاب فقهی (مصباح الفقیه) از فقهای بزرگ و یکی از شاگردان مبرز میرزای شیرازی صاحب فتوای معروف توتون و تنباکو است. که مدرس بزرگ نجف بوده است. پس از وفات میرزای شیرازی در سال ۱۳۱۲ق، علمای حوزه نجف و مردم به او رجوع کرده و از او خواستند که مرجعیت را بپذیرد. و فتاوای خود را در اختیار مقلدان قرار دهد. ایشان به ناچار و با سختی کتاب رساله توضیح المسائل حاشیه بر(نجاه العباد) می نویسد. اما زمان زیادی طول نمی کشد که احساس می کند مقدار اندکی به بیماری فراموشی مبتلا شده است. فوراً از مرجعیت استعفاء داده و از فتوا دادن و پذیرش وجوهات خودداری می کند و صرفا به تدریس می پردازد که تدریس موفقی هم تا آخر عمر داشته است.
  • آیت الله سید محمد حجت کوه کمره ای (۱۳۱۰- ۱۳۷۲ق) از بزرگان فقها و رجال و مراجع تقلید در قم بود، اساتید وی علمای بزرگی همچون سید کاظم یزدی، محقق رشتی، محقق نایینی و محقق عراقی (ره) هستند که پس از وفات شیخ عبدالکریم حائری مؤسس حوزه علمیه قم، به مرجعیت رسید و جزو سه مرجع معروف زمان خود بود، در روزهای پایانی عمر و زمانی که در بستر بیماری بود، جمعی از نزدیکان و وصی خود احضار می کند و به آنان می گوید که من از این بیماری فعلی سلامتی نخواهم یافت و به دیدار حق خواهم شتافت و صلاح نیست که از حالا به بعد مرجعیت داشته باشم لذا می خواهم در حضور شما، مهر خود را بشکنم تا پس از من از آن سوء استفاده نشود و از مرجعیت استعفا می دهد.
  • آیت‌الله‌العظمی سید کاظم حائری، آیت الله محسن اراکی نقل می کند که: ۲ سال پیش خدمت شان رسیدم مسئله مرجعیت خود و افتاء را مطرح کردند و گفتند من دارم فکر می‌کنم که آیا می‌توانم این کار را ادامه بدهم یا نه، ایشان مدتی به‌شدت گریست و گفت نگران این هستم که این مسئولیت سنگین را که خداوند روی دوش من گذاشته است نمی‌دانم تا کی می‌توانم ادامه بدهم و اصلاً آیا می‌توانم یا نه؟ و در نهایت پس از احساس کسالت و ضعف در انجام تکلیف مرجعیت، با شهامت استعفای خویش را اعلام کرد و برگ زرین دیگری بر کتاب افتخارات روحانیت افزود.

محمدحسن زمانی

مدیردفتر امور اجتماعی و سیاسی حوزه های علمیه

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
نمایش همه دیدگاه ها